اهمیت ضمیر خوداگاه و ناخوداگاه در کسب موفقیت

 ضمیر ناخوداگاه
قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشید که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و آرزوها دیر نیست.
هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست. « جرج الیوت »
مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه.
شاید تاکنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از 10% ذهن خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود 90% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟
بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.
•    عملکرد ضمیر ناخودآگاه
 ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد. در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست می شود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید. یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.
 ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و… کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود. لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت. یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه کارها به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید. نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد. کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود. برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد. یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید. به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان. فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه را در رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به تحت کنترل خود در آورید. به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. هیچ گاه به خودتان نگویید که: “من شکست می خورم”، “توانایی انجام این کار را ندارم”، و یا “قابلیت انجام چنین کاری را ندارم”؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد. باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند. با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید. میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید. ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم. اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانید.   ضمیر ناخودآگاه  چیست؟ امروزه ثابت شده است که در درون انسان دو لایه درونی وجود دارد که آنها را ضمیر می نامند؛ یکی ضمیر خودآگاه که کارهای ارادی و تصمیم های آگاهانه را انجام می دهد، دیگری ضمیر ناخودآگاه که هم کنترل تمام کارهای غیر ارادی سیستم بدن را انجام می دهد، مانند نفس کشیدن، گردش خون، کنترل سیستم های عصبی را بر عهده دارد و هم مسئولیت ساختن نظام باور های انسان را.
دانشمندان می گوییند، ضمیر ناخودآگاه  مانند یک کامپیوتر عظیم است که می شود آن را برنامه ریزی کرد، یعنی همان گونه که کامپیوتر دارای یک کانال ورودی اطلاعات به نام « in put » و یک کانال خروجی اطلاعات به نام «out put » می باشد. انسان هم چنین است. همچنین می گویند خروجی های یک کامپیوتر با ورودی های آن تناسب دارد و با استفاده از این قاعده ضمیر ناخودآگاه را هم می شود برنامه ریزی کرد و متناسب با اطلاعاتی که وارد آن می کنیم، می توانیم خروجی های مورد نظر را بگیریم. همان گونه که برنامه نویسی یک کامپیوتر زبان خاص خودش را دارد، ضمیر ناخودآگاه هم زبان مخصوصی برای برنامه ریزی کردنش وجود دارد و اگر برنامه نویسی ضمیر ناخودآگاه را بدانیم می توانیم زندگی خود را آنگونه که می خواهیم عوض کنیم و تحولات دلخواه را در زندگی و در روابط خود ایجاد کنیم.   روش برنامه ریزی کردن ضمیر ناخودآگاه: ما با اطلاعاتی که وارد ضمیر ناخودآگاه خود می کنیم در واقع داریم او را برنامه ریزی نمائیم و برای ضمیر ناخودآگاه فرق نمی کند که این اطلاعات درست باشد یا غلط، به ضرر انسان باشد یا به نفع انسان!
•    •         کانال های ورودی اطلاعات در ضمیر ناخودآگاه
الف: اندیشه های لحظه به لحظه | ب: حواس پنجگانه
 و هر آنچه که از طریق آنها دریافت می کنیم: دیده ها، تصاویر، شنیده ها و… این اطلاعات پیاپی وارد ضمیر ناخودآگاه می شوند و هر کدام مانند آجری هستند که ساختمان نظام باورهای آدمی را می سازند. اگر این اطلاعات و افکار بیشتر ضعف ها، مشکلات و بیماری ها بگردد، ضمیر ناخودآگاه  الگوهای بیماری و مشکلات را به خود جذب می کند و در برابر مشکلات آسیب پذیر می شود. بر عکس اگر این اطلاعات و افکار بیشتر پیرامون توانائی ها، موفقیت و سلامتی بگردد، ضمیر ناخودآگاه الگوهای موفقیت و سلامتی را به خود جذب می کند. حال که متوجه شدیم وضعیت زندگی کنونی ما، ماحصل باورهای درونی ماست که این باور هم از دستاوردهای ضمیر ناخودآگاه می باشد، چرا آگاهانه او را برنامه ریزی نکنیم و برای دست یابی به موفقیتها از این ابزار قدرتمند استفاده نکنیم؟ قبلا گفته شد که تمام سرنوشت انسان در دست ضمیر ناخودآگاه است و ما اگر بتوانیم این ضمیر را همانند یک کامپیوتر برنامه نویسی کنیم می توانیم از خود انسان دیگری بسازیم. از آنجائی که خروجی و دستاوردهای ضمیر ناخودآگاه بستگی به پیام ها و اطلاعاتی دارد که وارد آن می شود لذا برای برنامه ریزی نمودن آن قبل از هر چیزی باید ” ورودی ” های ضمیر ناخودآگاه را کنترل نمود؛ چگونه ما از یک بچه کوچک مراقبت می کنیم مثلا نمی گذاریم شاهد دعوای دیگران باشد، کلمات و عبارات ناپسند را بشنود و یا اگر در بیرون از منزل تصادفی پیش آید نمی گذاریم صحنه تصادف را ببیند، ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است. انسان با کنترل ورودی های ضمیر ناخودآگاهش می تواند دستاوردهای زندگی خودش را کنترل کند. از نگاه روانشناسان و اندیشمندان انسان شناس می توان با اجرای اصول زیر، ضمیر ناخودآگاه را برنامه نویسی و برنامه ریزی کرد:
•    •         1 – اصل خود هوشیاری
خود هوشیاری به این مفهوم است که آدمی لحظه به لحظه نسبت به خود بصیرت و اشراف داشته باشد؛ و این نوعی حالت مراقبه و بیداری نسبت به خود است، مانند فرد روزه داری که دائم مواظب است که کاری نکند که روزه اش باطل شود، در این اصل که یکی از بهترین و مهمترین راههای برنامه ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه است فرد مدام توجه اش به کانالهای ورودی اطلاعات است، همان کانالهائی که قبلا بیان شد:
 – حواس پنجگانه  او باید هر لحظه مواظب باشد که زیبائی ها را ببیند، مثبت ها را بشنود، منظره های زیبا را تماشا کند، بوهای معطر را استشمام نماید، غذاهای خوشمزه بخورد و چیز های لطیف و دوست داشتنی را لمس کند. این مواظبت و مراقبت لحظه به لحظه از ورودی های حواس پنجگانه حکایت از خود هوشیاری و بیداری آدمی نسبت به اطلاعات وارد شده به ضمیر ناخودآگاه اش دارد.
- اندیشه ها همچنین انسان در کار گاه تولید فکرش باید پیاپی افکار مثبت و روحیه ساز تولید کند؛ در چنین شرایطی ضمیر ناخودآگاه  هر لحظه زیباترین پیام ها و مثبت ترین فرمان ها را در یافت خواهد کرد و بطور طبیعی خروجی های آن متناسب خواهد بود با ورودی ها.
•    •         2 – اصل استفاده از قدرت تمرکز
تمرکز روی یک چیز تاثیر زیادی روی ضمیر ناخودآگاه دارد و بازتاب آن در روحیه و فکر احساس می شود مثلا تمرکز بر روی یک منظره زیبا و یا تمرکز بر روی یک فکر مثبت در روحیه انسان تولید روحیه شاد و اندیشه مثبت می کند و بر عکس تمرکز بر یک اندیشه منفی یا دیدن منظره ای ناخوش آیند، روحیه ای غمگین و اندیشه ای منفی در انسان تولید می نماید.
 برای روشن تر شدن مسئله کافی است امتحان کنید، مثلا دو بار روی دو چیز جداگانه تمرکز کنید، یکبار روی جنازه ای که در یک تصادف له شده! و بار دیگر روی صحنه ای از پیوند ازدواج یک زوج خوشبخت! نتیجه کاملا روشن است، ما به همین دلیل از این خاصیت و از این اصل می توانیم برای برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه استفاده کنیم و مرتب با تمرکز روی افکار مثبت و خاطرات شیرین، پیام های قدرتمندی را به کامپیوتر ضمیر خود وارد نمائیم تا هم ” باورهای عالی ” در ما ایجاد شود، هم “روحیه عالی ” پیدا کنیم و هم باعث جذب نیکی ها و زیبائیهای دنیا به سوی خود بشویم زیرا ضمیر ناخودآگاه بر اساس همان پیام های دریافتی، کائنات را با آدمی همنوا می کند که همان شرایط برای انسان بوجود آید. اگر تمرکز بر بدبختی و عدم موفقیت باشد، آن را جذب خواهد کرد و اگر تمرکز بر موفقیت و سلامت باشد آن را جذب خواهد کرد. انسان قدرتی دارد که اگر بر هر چیزی تمرکز کند تمام سیستم بدنش متناسب با آن چیز هماهنگ می شوند، این یک اصل علمی است. علت اینکه بعضی افراد به چیزی نمی رسند به این دلیل است که بلد نیستند که به چیز های خوب فکر کنند! اگر دانش آموزان ما یاد بگیرند که چگونه بر موفقیت تمرکز کنند، آن را بدست خواهند آورد.
•    •         3- اصل استفاده از قدرت سئوال
هر سئوالی که انسان از خود می پرسد باز تاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می شود، فرق نمی کند که طرح این سئوال با صدای بلند و علنی باشد و یا در عمق درون؛ سئوالات هم می توانند بار منفی داشته باشند و هم بار مثبت، لفظ ” چرا؟ ” اغلب بار منفی دارد؛ اگر سئوال شود ” چرا؟ ” روحیه ای که تولید می شود یک روحیه بد است و باوری هم که تولید می کند یک باور بد است، معمولا لفظ ” چگونه؟ ” بار مثبت دارد، اگر سئوال شود “چگونه؟” این سئوال بر تمام کائنات اثر می گذارد و درهای رحمت الهی را برای یک روحیه خوب و یک باور خوب باز می کند. اگر سئوال شود “چرا همه چیز خراب است؟ ” کائنات کاری برای ما انجام نمی دهد چرا که همه چیز خراب است! اما اگر سئوال شود ” چگونه شرایط را بهتر کنم؟ ” ضمیر ناخودآگاه به دنبال جواب این سئوال می گردد تا همه چیز را بهتر کند! بنابراین با هر سئوالی که در درون ما شکل می گیرد یک قدم به سوی برنامه ریزی نمودن ضمیر ناخودآگاه خویش قدم بر می داریم. ” چرا؟ ” نگوئیم چون احساس بدبختی و نا امیدی ببار می آورد. ” چگونه؟ ” بگوئیم چون تغییر را به دنبال خود دارد. دانش آموزی که مثلا درس علوم را بلد نیست اگر از خود سئوال کند: ” چرا این درس را نمی فهمم؟” آنچه که عایدش می شود احساس یاس و ناامیدی واینکه نمیفهمد!! همین! اما اگر از خود بپرسد: “چگونه است که این درس را نمی فهمم؟” ضمیر ناخودآگاه  او به دنبال جواب می گردد تا بالاخره جواب سئوال را پیدا کند و مشکل بر طرف گردد. 4-اصل استفاده از جملات تاکیدی مثبت هر جمله ای که در ذهن ما بگذرد، هر جمله ای که بر زبان آوریم، هر جمله ای که بنویسیم، هر جمله ای که بخوانیم و هر جمله ای که بشنویم یک پیام برای ضمیر ناخودآگاه است، ضمن اینکه این جمله ها یا روحیه را خراب می کند و یا عالی، می تواند وضعیت و شرایطی متناسب با آن کلام را برای ما ایجاد کند، برای درک این حقیقت بهتر است به جملات زیر را بر زبان آوریم تا به شکل کاملا ملموس متوجه این حقیقت شویم:
 – من یک برنده هستم! – من به خود افتخار می کنم! – من همیشه درسم را خوب می فهمم! – من همیشه به سلامت زندگی می کنم! – من در هر کاری پیروز هستم! – سراسر وجودم غرق انرژی و شادی است! – من جاذب سلامتی و ثروت هستم! این عبارات چه تاثیری بر ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر خوب! و حالا به این جمله ها دقت کنیم و چند بار آنها را مرور کنیم:
- من یک بازنده هستم! – من مایه سرافکندگی هستم! – من هیچوقت درسم را نمی فهمم! – من همیشه بیمارم! – من در تمام کارهای زندگی ام شکست می خورم! – سراسر وجودم غرق درد و غم است! چه تاثیری بر ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد! حال اگر عموم یک ملت، یا در صد بالایی از مردم یک کشور چنین فکر کنند که: – مردم کشورمن مردمی برنده هستند! – من به مردم کشور خود افتخار می کنم! – مردم کشور من مردمی فهیم و زیرک اند. – مردم کشور من همیشه به سلامت زندگی می کنند! – مردم کشور من در هر کاری پیروز هستند! – سراسر وجود مردم کشورم غرق انرژی و شادی است! – مردم کشور من جاذب سلامتیها و ثروتها هستند! این عبارات چه تاثیری برکل ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر خوب! و حالا به این جمله ها دقت کنیم و باور عمومی یک ملت چنین باشد: ما یک ملت بازنده هستیم! – مردم کشور ما مایه سرافکندگی ما در دنیا هستند! – مردم کشور ما هیچوقت نمی فهمند! – مردم کشور ما من همیشه بیمار و بد بخت اند! – مردم کشور ما در تمام کار های زندگی شکست می خورند! و …. این باورها چه تاثیری برملت ما می گذارند؟ مسلما یک تاثیر منفی و بد! حال که کلمات و عبارات به این اندازه مورد قبول ضمیر ناخودآگاه است و او را خیلی زود تحت تاثیر قرار می دهند، چرا از این ابزار قدرتمند در جهت مثبت و در جهت موفقیت استفاده نکنیم؟ روانشناسان ثابت کرده اند هر مقدار که این کلمات و پیام ها با احساس بیشتری و ایمان بیشتری بیان گردند و وارد ضمیر ناخودآگاه شوند، تاثیر آنها نیز بیشتر می باشد، چرا که بیان این کلمات و عبارات بیان یک خواسته است و خواسته های ما تقاضا های ما از خداوند است، ما در تعالیم دینی خود هم این مسئله را داریم که با تمام وجود دعا کنید تا به هدف اجابت برسد. حدیثی امام جعفر صادق ذکر شده است که میگوید هنگامی که دعا می کنید، آنقدر با ایمان و باور دعا کنید به گونه ای که احساس کنید دعای شما اجابت شده و حاجت شما پشت در گذاشته شده است:” اذا دعوت فظن ان حاجتک هی فی الباب ” جوان یا دانش آموزی که خواهان موفقیت در درسهایش است، اگر به ضمیر ناخودآگاهش این پیام ها را بدهد که: ” من یک برنده هستم “، ” من قطعا در درسم موفق هستم “. آیا بر او تاثیر مطلوب نخواهد گذاشت؟
•    •         5- اصل تصویر سازی ذهنی
دادن یک عکس یا یک تصویر به کامپیوتر یعنی انتقال اطلاعات زیادی به او، همانگونه که یک کامپیوتر اطلاعات را در قالب تصویر دریافت می کند و آن را پردازش می نماید ضمیر ناخودآگاه هم همینطور است، هنگامی که ما تصویری را در ذهن خود خلق می کنیم دقیقا همان تصویر در ضمیر ناخودآگاه وارد می گردد و ضمیر ناخودآگاه، خود را موظف می داند که آن تصویر را در دنیای واقعی عینیت ببخشد. حال اگر در ذهن خود تصویر زیبائی از آینده ببینیم، آن تصویر تحقق پیدا خواهد کرد و اگر در ذهن خود تصویر بدبختی ها و ناکامی ها را جای دهیم ضمیر ناخودآگاه  هم ساده لوحانه به دنبال جذب آن خواهد رفت! اگر یک ملت همیشه در ذهن خود تصویری از عدم موفقیت بسازد، ناکامی اندک اندک به سویش خواهد آمد و بر عکس اگر تصویر یک انسان موفق و پیشتاز را در خود به نمایش در آورد موفقیت و پیشرفت در مسیر زندگی اش قرار خواهد گرفت.
•    •         نتیجه گیری
هر فکری که می کنید به ضمیر ناخودآگاه شما منتقل می شود و این دستگاه شروع به پردازش آن می کند و با اطلاعات حاصل تغییری هرچند جزیی در محیط فیزیکی شما ایجاد می کند! بله این موضوع کاملاً صحیح است تفکرات شما بعد از عبور از ضمیر ناخودآگاه تبدیل به پدیده های فیزیکی می شوند .
شاید این ضرب المثل را زیاد شنیده باشید که از هرچه بدم میاد به سرم میاد! این یک پدیده طبیعی است وقتی شما مدام درباره چیزی فکر کنید خود به خود از بخش ارادی به ضمیر ناخودآگاه منتقل می شود و این یعنی پایان کار، شما دیگر تسلطی بر این بخش ندارید فکر شما وارد یک چرخه غیر ارادی شده است و به زودی تبدیل به یک پدیده فیزیکی خواهد شد و این پدیده چیست؟ درست حدس زدید همان چیزی که از آن می ترسیدید دلیل اصلی این که از چیزی که می ترسید به سرتان می آید ترس نیست دلیل این است که شما از ترس دائم به آن فکر می کنید و همین فکر به مرور تبدیل به واقعیت می شود و چه کسی آن را ساخته! بله شما مقصر هستید اگر دائم به چیزی فکر کنید ضمیر ناخودآگاه شما آن را تبدیل به واقعیت می کند.
•    •         قدرت تشخیص:
بر خلاف ذهن آگاه شما ضمیر ناخودآگاه قدرت تصمیم خوب و بد را ندارد بلکه فقط مانند یک آسیاب فعالیت می کند اگر گندم در آن بریزید به شما آرد گندم و اگر جو بریزید آرد جو می دهد، افکار خوب و بد همه از سوی ضمیر ناخودآگاه پذیرفته میشوند و در صورت پافشاری شما بر این افکار تبدیل به واقعیت می شوند پس چه بگویید من آدم بدبختی هستم و چه باور داشته باشید آدم خوشبختی هستید در هر دو صورت حق با شماست. خوب، این ابزار در اختیار شماست و این شمایید که انتخاب می کنید چه چیزی را به دست این ماشین مغزی بسپارید! ثروت، خانواده خوب، موفقیت کاری، زیبایی ظاهری، آرامش خیال، زندگی مرفه و یا بی پولی، بدشانسی، بدبختی، انزوای اجتماعی و در کل عدم موفقیت. تنها کاری که باید بکنید این است هدف خود را انتخاب کنید آن را بنویسید و همواره به آن فکر کنید سپس صبر داشته باشید، ایمان داشته باشید، دیر یا زود به هدف خواهید رسید به همین دلیل برای انسان هیچ چیز غیر ممکن نیست.
امیل کووه که او را پدر فن تلقین نامیده اند می گوید: اگر شما بتوانید شخصی را که دچار وسوسه بیمار گونه سرقت است به این فکر بیندازید که دیگر دست به سرقت نخواهد زد، او دیگر دست به سرقت نخواهد زد. منظور کووه از بیان (( به فکر انداختن )) در اینجا، ایجاد تصورات قوی و افکاری است که در فرد گرایشی به عملی و واقعی شدن آنها بوجود آید. کووه در این رابطه با قانون اثر مسلط چهار اصل بیان می کند:
1. هرگاه اراده و تخیل در مبارزه باشند. تخیل پیروز خواهد شد و موضوع نهفته در آن عملی خواهد گردید.
2. در کشاکش بین اراده و تخیل، نیروی تخیل به طور مستقیم متناسب است با مجذور اراده.
3. هرگاه اراده و تخیل در توافق باشند، به یکدیگر اضافه نمی شوند بلکه در همدیگر ضرب می شوند.
4. تخیل قوی به صورت رفتار درمی آید.
 انسان هرگاه از لحاظ روانی آمادگی پذیرش یک تصور منفی یا مثبت را داسته باشد آن تصور به راحتی از بین نخواهد رفت و نقش آن خنثی هم نخواهد بود. بلکه همواره در رفتارهای فرد تاثیر خواهد داشت حتی اگر تلاش نماید آن را فراموش کند، باعث تداوم و تقویت بیشتر آن خواهد گردید.
نقل یک داستان کهن می تواند در درک بهتر این مسئله یاری نماید. می گویند روزی فردی به یک طالع بین مشهور مراجعه کرد و با پرداخت بهای هنگفتی از او خواست طالع و بخت او را بگوید و به گونه ای قطعی و واضح وضع او را بیان نماید طالع بین به او گفت در طالع شما سعادت و ثروتی عظیمی وجود دارد. اما شرط تحقق همه اینها آن است که تا ده روز اصلا به جن فکر نکنید اگر توانستید تا ده روز به جن فکر نکنید به سعادت عظیم خواهید رسید و ثروت هنگفت به ارث خواهید برد در غیر این صورت زندگی شما به روال سابق خواهد گذشت. مرد از نزد او برخاست و از آن لحظه تا ده روز دیگر به چیزی نمی اندیشید جز جن و نیندیشیدن به جن. به این ترتیب تلاش ذهنی برای نفی و فراموشی یک تصور یا موضوع، غالبا نتیجه ای جز یاد آوری آن موضوع ندارد.
•    •         قانون کوشش معکوس
 این قانون یکی دیگر از قوانین سه گانه امیل کووه است. این قانون به ریشه های تردید در انسان و موانع ذهنی بازدارنده در مخالف اراده اشاره دارد، و چگونگی کار کرد این گونه موارد روانی را مورد بررسی قرار می دهد. این قانون میگوید اگر فکر کنیم که (( من می خواهم که فلان یا بهمان چیز واقعیت یابد )) و در همان حال تخیل بگوید (( تو می خواهی ولی این کار صورت نخواهد گرفت )) نه فقط آن چه را که می خواهیم به دست نخواهیم آورد، بلکه ضد آن تحقق خواهد یافت. امیل کووه در تفهیم این قانون بکلی از تمثیل های پاسکال استفاده می کند. هر گاه یک تخته چوب به طول ده متر و عرض بیست و پنج سانتیمتر را روی زمین بگذاریم، هر کسی قادر خواهد بود از این سر تا آن سر تخته را طی کند. آموزش زبان آلمانی اما اگر ویژگیهای تجربه را تغییر بدهیم و همین تخته چوب را در ارتفاع برجهای یک کلیسای جامع بگذاریم، به دشواری ممکن است شخصی قادر به طی مسافتی از تخته باشد.
 گووه معتقد است اگر ما شروع به حرکت بر روی این تخته کنیم، هنوز دو گام پیش نرفته، برخود خواهیم لرزید، زیرا مرتبا ارتفاع بلند و ترسناک و سقوط از آنجا را به خود یادآوری می کند، به این ترتیب سقوط  خواهیم کرد. زیرا اراده برای گذر از تخته در برابر تردیدی که در مورد توانائی عبور داریم رنگ می بازد.
امواج آلفا امواج آلفا بوسیله ((هانس برگر)) روانپزشک آلمانی کشف گردید.
دستگاه الکتروآنسفالو گرام (موج نگار مغز) چهار نوع منحنی از امواج مغزی ارائه می دهد که عبارتند از: آلفا، بتا، دلتا و تتا. ریتم های دلتا کندترین امواج مغزی با تناوب از 1 تا 3 دور در ثانیه بوده و اغلب در خواب عمیق ظاهر می شوند. بنظر می رسد که ریتم های تتا که دارای تناوب 4 تا 7 دور در ثانیه می باشند به خلق و خو بستگی داشته باشد. ریتم های آلفا از 8 تا 12 دور در ثانیه، در اوقات تفکر، تامل آزاد رخ داده و در اثر تمرکز حواس و توجه قطع می شوند و بالاخره ریتم های بتا با تناوب 13 الی 22 دور در ثانیه، ظاهرا منحصر به نواحی جلوئی مغز، یعنی جائیکه فعالیتهای پیچیده فکری رخ می دهد می باشند. امواج آلفا با نوعی هوشیاری و خود آگاهی معطوف به درون ظاهر می شود در حالیکه امواج بتا با حالتی از هوشیاری و توجه و تمرکز معطوف به خارج ظاهر می شوند. تمرینات و اعمالی چون خیره شدن به نقطه ای موهوم، ایجاد خلا فکری، وارهیدگی و ریلاکس جسمانی، دوختن چشم به بالا و به نقطه حد وسط پیشانی و یا تکرار یک کلمه (مانترا) به افزایش امواج آلفا می انجامند. هنگامی که صدا یا هر محرک خارجی دیگر سر برسد در ثبت امواج مغزی (الکتروآنسفالو گرافی) وقفه ظاهر می شود. امواج آلفا ناگهان متوقف می شود و به جای آنها امواج بتا از مغز صادر می گردد (امواج بتا در توجه و هوشیاری معطوف به خارج ظاهر می شوند) سپس امواج آلفا دوباره و به آرامی ظاهر می شوند.بعضی از انواع ورد خوانیهای منظم، همه موجب افزایش آلفا می گردند. تمرینات خاص هوشیاری درونی مانند یوگا، ذن، قسمتهای از آئین های خاص در علوم خفیه، راههائی برای افزایش امواج آلفا هستند. بنابراین این امواج بافت ذهنی خاصی را تشکیل می دهند که پدیده های فوق عادی مغزی و ذهنی آدمی بر زمینه آن به ظهور می رسند.
تحریریه : www.deutsch16.de
منابع : Humanities Topics

/ 0 نظر / 16 بازدید